راستی  یه چیز دیگه می خواستم بگم یه سوال؟؟؟

چرا ما ادما وقتی عاشق میشیم باید حتما به عشقمون برسیم مگه نه این که یه عاشق به خاطر معشوقش از عشقش میگذره پس چرا ما این کارو نمیکنیم هــــــا!!!!؟؟؟؟

چـــــــرا وقتی از عشقمون جدا میشیم حالا به خاطر هر مساله ی که هست شروع میکنیم از عشق و از اون بد گفتن فکر میکنیم همه چیز دروغه؟؟؟

در حالی که فکر نمیکنیم شاید عشقه ما دروغ بوده باشه؟؟؟؟

شاید اون عشق نبوده یه خیالی بوده که ما اسمشو گذاشتیم عشق هـــــــــا؟؟!؟!؟!؟!

شاید اون کسی که ما دوسش داشتیم از ما عاشقتر بوده وبه خاطر خودمون ما رو تنها گذاشته؟؟؟؟

چرا همیشه باید به همه چی با دیده منفی نگاه کنیم هــــــا؟؟

و خیلی چراهای دیگه؟؟؟؟؟؟؟

البته من نمیخواستم اینحرفا رو بزنم اما واسم یه معما شده بود

شایدم به قوله بچه ها چون من عاشق نیستمهمچین سوالهایی دارم نمیدونم والا

ولی من عاشقم نه از اون لحاظ،عاشقه خدا،مامان بابامو دوستامو خودم و.....

به هر حال اخه من هر وقت تو وبی میرم میبینماون چه طوری از عشق صحبت میکنه کلافه میشم اخه میگم مگه یه عاشق تحمل عذاب کشیدن معشوقشو داره که داره میگه ایشالله به درد من دچار بشی؟؟

وای این آپمون همش شد عشق... عشق.....

مهشید و مهتاب منو میکشن

حالا حالا نظر یادت نره هـــــــــــــآ !!!!!!

آخه از نون شب هم واجب تر

قربون شما

کله پوکه۱:مینو


 

نوشته شده توسط سه کله پوک در جمعه سی و یکم فروردین 1386 ساعت 9:32 موضوع | لینک ثابت